پارت بیست و پنجم :


******
دو روز بعد.
آقاجون کلاه شاپویش را از سرش در آورد وروی مبل های یشمی رنگ درون پذیرایی گذاشت.
بعد رو به من وجاوید کرد وگفت:
_می تونید بشینید.
نگاهی به جاوید انداختم،وحرف نیکان دور سرم چرخید. چشم هایش را دقیق بررسی کردم بعد پیشانی، موها، لب ها بینی واندامش.
چه چیزی در او وجود داشت، که نیکان را اینگونه مجذوب کرده بود؟
باید این سوال را در دیدار بعدیمان از نی

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۳۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

جاوید در رمان تو را در خواب هایم دیدم دنیای رمان جاوید در رمان تو را در خواب هایم دیدم دنیای رمان جاوید در رمان تو را در خواب هایم دیدم دنیای رمان

اگه از رمان خوشت اومده اونو لایک کن.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • Mhdse

    00

    داستان داره تازه ب جاهای باریک میره😂🌹ولی یزدان بیچاره تقاص این اونو میده ولی ب نظر من یزدان شخصیت عالی داره و برای نیک مناسب تره تا جاوید🤦🏻 ♀️😐😂❤️

    ۱ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    یزدان پسرم آقاست😍🥰

    ۱ سال پیش
  • ب، ثنا بانو

    00

    چه پیچیده شد گلی جون😳😳همه چی بهم ریخت یزدان چه رازهای رو میدونه 🥺🥺خیلی کنجکاو شدم ببینم جریان چیه😐خدایا این دوساعت هم تموم بشه پارت جدید بیاد😩😩

    ۱ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    اره یزدان ما خیلی چیزها میدونه ورو نمیکنه🥲😂

    ۱ سال پیش
  • غزاله

    30

    میگم بیا و منوچهر رو شوت کن دژاوو قطعا با اخلاقیاتی که داره زوج خوبی رو با قمرالملوک تشکیل میدن😂😂

    ۱ سال پیش
  • آزاده دریکوندی

    00

    دو پادشاه در یک اقلیم نگنجند😂

    ۱ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    اره اینم حرفیه راست میگی، مخصوصا این دوتا که باهم کنار نمیان🥲😔

    ۱ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    اره فکر خوبیه ولی منوچهرخان روبه موته دیگه یه پاش لب گوره اگه نیکان نجاتش نداده بود، ریق رحمت سر کشیده بود😍😂

    ۱ سال پیش
  • هانیه

    20

    خب من مردم برای یزدان که☹ جاوید از سر لج و لجبازی و کمی برای منفعت خودش رفت سراغ نیکان حسم میگه بعد یه مدت با تحقیر نیکان و بازی با احساساتش رابطشون تموم میشه

    ۱ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    اینم ممکنه باشه ولی به هرحال، امیدوارم همه چی خوب پیش بره🥲🥺

    ۱ سال پیش
  • پرنیا

    00

    چقد آقاجون شخصیت دارکی داره 🤨 یزدانم ک داره زیر آبی میره ولی فعلا نظر نمیشه داد رمان خوشمزه جذاب و خوشجل و موشجل دمتگرم فرگل بانو 🥰🫠

    ۱ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    ممنون پرنیای عزیزمم😍اره شخصیتش که دیکتاتور تمام عیاره

    ۱ سال پیش
  • mobina

    00

    خانما فعلا قضاوت نکنید ب نظرم هم یزدان هم جاوید اشتبا کردن پارت جدید چی میش

    ۱ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    اره به نظرم نباید قضاوت کنیم‌🥲🥺

    ۱ سال پیش
  • مهیا

    00

    فک کنم کتی بهش زنگ زد😐💔و اینکه یزدان بیشتر به نیکان میاد چون معلومه خیلی دوسش داره و بخاطر منفعت خودش از نیکان استفاده نمیکنه کاری که جاوید انجامش داد😒😑

    ۱ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    اره یزدان گناه داره طفلی داره عذاب میکشه🥲

    ۱ سال پیش
  • زهرا

    00

    چی میشه وسط این نامزد بازی جاوید و نیکان سروکله عشق سابق جاوید یعنی هلما پیدا بشدشاید اون وقت میشد فهمید جاوید واقعا نیکان دوست داره یا نه

    ۱ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    به نظرممم آره واقعا خوب میشه

    ۱ سال پیش
  • آزاده دریکوندی

    30

    بله یزدان اشتباه کرده شکی نیس.ولی دختره میتونست پولو قبول نکنه با جاوید بمونه پس همون ک پولکی بوده و یزدان از سر جاوید بازش کرده.. بره خدا رو شکر کنه... والله...😌 ستاد حمایت بی چون و چرا از یزدان😎

    ۱ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    دیگه خیلی بی چون وچراست حمایتت😂😂😂، چندتا کامنت پایین تر مزدورم همینطوری از جاوید حمایت کرد😂

    ۱ سال پیش
  • غزاله

    00

    کتی زنگ زد

    ۱ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    نمیدونم

    ۱ سال پیش
  • اسرا

    00

    عشق فرهادقدیمی زنگ زدیاماه منیروازمادرفرهادبدم میاید

    ۱ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    فرهاد کیه؟ مادرش کیه، اینجا دژاوو نیستااا😂🥲♥

    ۱ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    فرهاد کیه؟ مادرش کیه، اینجا دژاوو نیستااا😂🥲♥

    ۱ سال پیش
  • آزاده دریکوندی

    00

    اسرا جون قیمه ها رو ریختی تو ماست ها که😂

    ۱ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    بله بله دقیقا😂

    ۱ سال پیش
  • غزاله

    00

    سلام فرگل عزیزم خداقوت بابت پارت قشنگت من یکی که میخوام سر به تن منوچهر نباشه زندگی همه رو برباد داده نه جاوید بده نه نیک حقشه این زندگی مسبب همه چیز منوچهره ، طفلی یزدان حق همشون ی زندگی آرومه ❤️

    ۱ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    اره واقعا منوچهرخان یه دیکتاتوره، ولی اونم اشتباه کرده، مثلا اینکه زنش هیچ وقت دوستش نداشته، دلم براش میسوزه🥺😂

    ۱ سال پیش
  • یلدا

    10

    یزدان اشتباه کرده میتونست به جاوید خبر بده منوچهرخان بهش گفته چیکار کنه به نظرم خیلی کلیشه ای میشه اگه جاوید بخواد نیکان که هیچ نقشی نداره را اذیت کنه یا قلبش را بشکنه

    ۱ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    خب آقاجونه نزاشت خبر بده دیگه، البته بازم یزدان مقصره🥲

    ۱ سال پیش
  • اسرا

    00

    😁😁😁😁همون مادرجاویددوس ندارم

    ۱ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    اها😂

    ۱ سال پیش
  • مزدور

    20

    حالا دیدید؟!🥺ز خودتونو زدید به اون راه قهرمانا؟!دیدید یزدان هم تقصیر کار بود؟دیدید جاوید زخم خورده؟اگه این رمان به ده سال قبل بر میگشت و نقش اصلیش جاوید بود الان اونی که ازش متنفر بودید یزدان بود

    ۱ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    اره جاویدم گناه داره واقعا ولی بعدااا راهشو خودش انتخاب میکنه، خداکنه فقط نفرت انگیز نشه🥲

    ۱ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    اره جاویدم گناه داره واقعا ولی بعدااا راهشو خودش انتخاب میکنه، خداکنه فقط نفرت انگیز نشه🥲

    ۱ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.